دوستت دارم ساده
مثل نوشته هایم چگونه عشق را برایت ترجمه کنم؟
من که دنیای کوچکم را به تو بخشیدم
تا در تو گم شوم
دل نوشته های ساده ام
کجا میتواند از اتش درونم حکایت کند؟
دلم برایت تنگ شده بیشتر از همیشه
کاش این شب هجران را پایانی بود
کاش پایانی بود...
+
نوشته شده در شنبه سوم دی 1390ساعت 23:42 توسط رومینا
|

بهترین دوست اون دوستیه که بتونی باهاش روی یک سکو ساکت بشینی
و چیزی نگی و وقتی ازش دور میشی حس کنی بهترین گفتگوی عمرت رو داشتی!
ما واقعا تا چیزی رو از دست ندیم قدرش رو نمیدونیم ولی در عین حال تا وقتی که
چیزی رو دوباره به دست نیاریم نمی دونیم چی رو از دست دادیم.
این که تمام عشقت رو به کسی بدی تضمینی بر این نیست که او هم همین کار رو بکنه.
پس انتظار عشق متقابل نداشته باش فقط منتظر باش تا این که عشق آروم تو قلبش
رشد کنه و اگه این طور نشد خوشحال باش که توی دل تو رشد کرده!
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1390ساعت 23:41 توسط رومینا
|

باور نکن تنهایی ات را..................من در تو پنهان ام تو در من..........
از من به من نزدیک تر تو....................از تو به تو نزدیک تر من...............
باور نکن تنهایت را ..........................ما یک دل و یک حرف داریم.........
ما در عبور از کوچه عشق............. بر دوش هم سر میگذاریم............
دل تاب تنهایی ندارد..................باور نکن تنهایی ات را ........................
هر جای این دنیا که باشی ................من با تو ام تنهای تنها..............
من با تو ام هر جا که هستی..........حتی اگر با هم نباشیم...............
حتی اگر یک لحظه یک روز با هم در این دنیا نباشیم.........................
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 16:6 توسط رومینا
|

کس نگفته ست زندگي كار ساده ايست،
گاهي بسيار سخت و نا خوشايند مينمايد
اما با تمام فراز و فرودهايش ، زندگي
از ما انساني بهتر و نيرومند تر مي سازد
حتي اگر در لحظه حقيقت آن را در نيابيم
به ياد آر ...
كه در آزردگي ، رنج ، از خود دور داري
و در دلتنگي ، بگذاري اشكهايت جاري شوند
و در خشم خود را رها سازي
و در ناكامي ، بر خود چيره شوي
تا مي تواني يار خود باش
مي تواني بهترين دوست خود باشي!!!
اما،
اما به هنگام آشفتگي مرا خبر كن!!!
مي كوشم ، بدانم چه وقت بايد در كنارت باشم
اما گاه ممكن نيست، پس خبرم كن.
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم مهر 1390ساعت 23:28 توسط رومینا
|

رویایی رو ببین که میخوای.
جایی برو که دوست داری.
دنبال نگاه ها نرو.چون می تونند گولت بزنند.
دنبال دارایی نرو.چون کم کم افول می کنه.
دنبال کسی باش که باعث بشه لبخند بزنی
چون فقط با یک لبخند میشه یک روز تیره رو روشن کرد.
کسی رو پیدا کن که تو رو شاد کنه
دقایقی تو زندگی هستند که دلت برای کسی اونقدر تنگ میشه که می خوای
اونو از رویاهات بکشی بیرون و توی دنیای واقعی بغلش کنی.
چیزی باش که می خوای باشی.چون فقط یک جون و یک شانس
داری برای اینکه هر چی دوست داری انجام بدی.
+
نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 0:24 توسط رومینا
|

بی ما برو من از تو آن می خواهم
وز گمشده خویش نشان می خواهم
سر مصرع هر بیت تو حرفی بردار
هر چیز شود من از تو آن می خواهم.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390ساعت 2:49 توسط رومینا
|

دوستانم را ستایش میکنم که به من درس عشق.مهر.محبت. صفا. صمیمیت. بزرگواری و معرفت داده اند.
دوستانم به من درس عشق و دشمنانم به من درس زندگی می دهند.
دوستانم به من درس عشق ورزی می دهند و دشمنان به من اهمیت عشق ورزیدن.
دوستانم عرض زندگی ام را وسعت می دهند و دشمنانم عمق آن را.
ارزش دوستانم را دشمنان به من یاداوری می کنند
دوستانم برایم نعمت و دشمنانم برایم حکمت هستند دوستان خوب نعمتی آشکار هستند نعمت وجود دشمنان بعدا آشکار می شود
دوستانم آرامش مرا زیاد کرده و دشمنانم ارزش واقعی این آرامش را..
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 0:11 توسط رومینا
|

دشمنانم را سپاس می گویم که به من درس صبر.بردباری.تحمل و شکیبایی عطا کرده اند.
وجود دشمنانم باعث اعتبار بیشتر دوستان است.
دشمنانم مسبب قدر شناسی بیشتر من نسبت به دوستانم شدند.
صبر و بردباری و شکیبایی بدون دشمنان واقعی اتفاق نمی افتد.
عمق عشق ورزیدن حاصل زحمت های دشمنان است.
اگر رنج دشمنان نباشد ارزش گنج دوستان مشخص نمی شود.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389ساعت 1:29 توسط رومینا
|

یادم باشد.حرفی نزنم که دلی بلرزد.
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را.
یادم باشد روزگار خوش است و تنها دل ما دل نیست.
یادم باشد جواب کینه را با کمتر از مهر و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم.
یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم.
یادم باشد از چشمه درس خروش و از آسمان درس پاک زیستن بگیرم.
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 23:38 توسط رومینا
|

کوله بارت بر بند!
شاید این چند سحر فرصت آخر باشد!
که به مقصد برسیم.
بشناسیم خدا
و بفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم.
ای سبکبال
در این راه شگرف
در دعای سحرت
در مناجات خدایی شدنت
هرگز از یاد نبر
من جا مانده بسی محتاجم.
+
نوشته شده در سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 16:44 توسط رومینا
|

شعر من کوچه پیچاپیچی ست
کوچه باغیست
که تنها یک شب
تو از این کوچه گذشتی مغرور
سالها می گذرد.
سالها در گذر کوچه نگاه دیوار
دیده بس رهگذران را خاموش.
دیده بس رهگذران را پر شور.
لیک ای رهگذر یک شبه کوچه من :جای پای تو به جا مانده هنوز....
+
نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 0:6 توسط رومینا
|

به چشمان دل انگیز تو سوگند
به لبهای هوس ریز تو سوگند
به ژرفای دو چشم پر زنازت
به مژگان دل عاشق گذارت
به اشک.آن ژاله گلبرگ رویت
به مژگانت.به ابرویت.به مویت
به اندام چو گلبرگ سپیدت
به لبخندت.به اندوهت.امیدت
به آهنگ صدای دل نشینت
به شرم چهره شرم آفرینت.
به چهره ات.روشنی بخش دل من.
به مهرت.آفتاب محفل من.
به صبح روشن روی تو سوگند...
به شام تیره موی تو سوگند.
به جامم که جنایت پر زخون است.
به اندوه دلم.کز حد برون است.
به شام بی سحر گاهی که دارم
به سوز شعله آهی که دارم.
به اشک عاجز و مهجور و غمناک
که می لغزد در مژگانت بر سر خاک.
به امیدت.به فردای دل اقروز
به اشک حسرتت از رنج دیروز.
به خون هایی که پیش پای خورشید
به روی خاک های سرد پاشید.
به پیران جوانی داده از دست
به فریادی که در حلقوم بشکست.
به اشکی کز غمت بر چهره دارم.
تو را چون صبح فردا دوست دارم...!
+
نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 0:56 توسط رومینا
|

ای همنشین
ای هم سخن.
ای یادگار روزهای تلخ و شیرین.ای یار.این لحظه تلخ وداع است.
در چشم ما فریاد غمگین جدایی است.
فردا میان ما حصار کوه و دریاست.ما خستگانیم.باید در کنار هم بمانیم.
باهم بگوییم.باهم سرود تلخ غربت را بخوانیم.
آه!عجب دردیست یاران را ندیدن.
اما چه باید کرد ای یار؟باید ز جان بگذشتن و بر جان رسیدن.
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 0:7 توسط رومینا
|

تا توانی بگریز از یار بد
یار بد بدتر بود از مار بد
مار بد تنها ضرر بر جان زند.
یار بد بر جان و بر ایمان زند
+
نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت 23:7 توسط رومینا
|

ای دوست بیا با من وفا کن
گر بی تو شدم لعنت به من کن.
گر یادت کنم دیوانه گردم
گر فراموشت کنم بیگانه گردم.
هر چند از تو دورم و پیش دگرانم.
هر جا که روم .نام تو آید بر زبانم.
یک لحظه جدا نیستم از فکر غم تو.
در قلب منی.گر چه میان دگرانم.
+
نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 23:5 توسط رومینا
|

رفیقان بر سه قسمند گر بدانی
زبانی اند و نانی اند و جانی
به نانی نان بده از در برانش
محبت کن به یاران زبانی
ولیکن یار جانی را نگهدار
به پایش جان بده تا می توانی
+
نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 22:52 توسط رومینا
|

کتاب عشق را جز یک ورق نیست
در آن هم نکته ای جز نام دوست نیست
در این جا نیست شمعی جز رخ دوست
و گر هست انعکاس چهره دوست
خنده و گریه همه محکوم بلاست
دل بخندد.غم دل هم بی وفاست.
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 1:2 توسط رومینا
|

توراقسم به حقیقت.توراقسم به وفا
توراقسم به محبت.توراقسم به صفا
توراقسم به دل و آرزو به رسوایی
تورابه شعله عشق و تورابه شیدایی
تورابه قصه لیلی و غصه مجنون
تورابه لاله صحرانشسته اندر خون
تورابه مریم خاموش و سوسن غمگین
تورابه حسرت فرهادوناله شیرین
توراقسم به غم عشق و اشناییها
دل چو شیشه من را مشکن از جداییها.
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 23:13 توسط رومینا
|

زندگی افسانه است ای دوست
زندگی بازیچه است ای یار
در ره سعی و عمل بشتاب
زندگی را در سرای اخرت در یاب
قصه ها ویرانه خواهد شد
عقل ها دیوانه خواهد شد
عشق بااهل جهان رنگست
عشق رنگی!جمله نیرنگ است.
زندگی در رفتنست ای دوست
زندگی در مردنست ای یار
مرگ اغاز بیداری است
این سخن حق است باور دار.
راه را توشه ای باید
کوله بار خویش را بردار.
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 0:44 توسط رومینا
|

گر چه دوری زبرم همسفر جان منی
قطره اشکی و بر دیده گریان منی
در دل شب منم و یاد تو گوهر اشک
همره اشکی و هم بر سر مژگان منی
این مپندار که نقش تو رود از نظرم
خاطرت جمع که در خواب پریشان منی
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 1:46 توسط رومینا
|

ز شراب دیدگان تو هنوز مست مستم
تو ببین چقدر مستم که سبوی می شکستم
به خدا که جان مایی.مرو از تنم تو ای جان
که زبود توست بودم.که زهست توست هستم
پس از این کسی نبیند به کفم پیاله می
دگرم به می چه حاجت چو گرفته تو هستم
چو نگاه دلنوازت اثر شراب دارد
دل اگر به می ببندم.به خدا که پست پستم
مکنم تو منع زاهد.پس از این زمی پرستی
نگهش می و لبش می.چه کنم که می پرستم
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 1:42 توسط رومینا
|

امده نوروز در ایران زمین
خاک ما شد اشک فردوس برین
بوی نارنج و ترنج و عطر بید
می توان از تربت حافظ شنید
پاکبازان عاشقی در کامتان
ریشه این عشق در ایران ماست
ای وطن هرروز تو نوروز باد
هم وطن نوروز تو پیروز باد
+
نوشته شده در جمعه دوم فروردین 1387ساعت 16:12 توسط رومینا
|

وقتی که تنها می شوم دنیا پر از غم می شود
در سینه دل می پژمرد.بر شانه سر خم می شود
دیگر نگاهی مهربان بر دیده خورشید نیست
دیگر عروس اسمان ماهی که می خندد نیست
گویی که تنهایی مرا زندانی من می کند
با جان غمناک مرا بیزار از تن می کند
اما نبازم دوست را
با او بهشت است این جهان
زیبایی هر چیز از اوست
بی دوست
زشت است این جهان
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 2:21 توسط رومینا
|

دوست خوب داشتن بهتر از تنهایی و تنهایی بهتر از با هر کس بودن است
کاش در دنیا سه چیز وجود نداشت:غرور.دروغ.عشق.انسان با غرور می تازد.با دروغ می بازد.با عشق می میرد خدای اطلسی ها با تو باشد. پناه بی کسی ها با تو باشد.تمام لحظه های خوب یک عمر.به جز دلواپسی ها با تو باشد ان چه که هستی هدیه خداوند به توست و ان چه که می شوی هدیه تو به خداوند است.پس بی نظیر باش اندرز بهشتی:لبخند هدیه ای ارزان و گرانبها به دیگران است.افراد موفق مشکلات را جزئی.گذرا.موقت و کوچک می بینند دوست های خوب مثل ستاره هان.حتی اگر نبینیشون خیالت راحته که سر جایشان هستند نکته پند اموز:از یاد دو چیز در زندگی غافل نشو.خداو مرگ.وهمیشه دو چیز را فراموش کن.۱- کار خوبی که برای دیگران انجام می دهی.۲-کار بدی که دیگران در حق تو انجام می دهند به همه لبخند بزن.اما برای یکی بخند.همه را دوست داشته باش اما به یکی عشق بورز.در قلب همه باش اما یکی در قلبت باشد دنیا دو روز است: یک روز با توو یک روز علیه تو.روزی که با توست مغرور مباش.روزی که علیه توست صبور باش دو چیز از یاد ادم نمی ره:دوست های خوب و روزهای خوب.یک چیز هم هیچ وقت از دل ادم نمی ره .روز های خوبی که با دوست های خوب گذشت به همان قدر که چشم تو پر از زیباییست.بی تو دنیای من ای دوست پر از تنهاییست چشم مست تو عجب جلوه گه بیداد است.خم ابروی تو سر مشق کدام استاد است.خم ابروی تو را دیدم و رفتم به سجود.صید را زنده گرفتن هنر استاد است اگه یه روز دلی شکستی یه میخ تو دیوار بکوب و هروقت اون دل رو به دست اوردی میخ رو در بیار.ولی یادت باشه جای میخ همیشه روی دیوار می ماند عزیزم.بهاروتابستان.پاییزوزمستان باز هم می ایندو می روند اما مثل تو دیگه هرگز کسی به دنیا نمیاد.چون خدا یک اشتباه رو دو بار تکرار نمی کنه همیشه قبرستانی در قلبت برای خاکسپاری خطای دوستانت بساز جان اسیر دل...دل اسیر دوست...دوست چه می داند؟دل اسیر اوست! این رو بدون که توی دنیا یک قلب هست که فقط به خاطر تو می تپه...و اون قلب خودته می دونی فرق اموزگار با روزگار چیه؟اموزگار اول درس می ده.بعد امتحان می گیره.ولی روزگار اول امتحان می گیره.بعد درس می ده هرگز دستی را نگیر وقتی قصد شکستن قلبش را داری! از انچه ندارید شکایت نکنید از انچه دارید لذت ببرید
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 1:22 توسط رومینا
|
